گناهان صغیره

لیست گناهان صغیره (گناهان کوچک):

  1. نگاه کردن به (زن یا مرد) نامحرم .
  2. تنها نشستن با زن بیگانه (نامحرم) .
  3. لعنت گفتن بر انسان و یا حیوان.

به استثنای آن گروه از انسان نماهایی که خداوند و فرشتگان و اولیای الهی آنها را، و پیروان راه آنها را، لعن کرده اند. مانند لعن کردن قاتلین اهلبیت (علیهم السلام) در زیارت عاشورا،

۴-  گریه کردن به آواز بلند برمیت و مرده .
۵- سخن گفتن در وقت خطبه جـمعـه و عیدین .
۶-  نشست و برخاست با افراد و اشخاص فاسق وفاجر.
اگر افراد فاسق و فاجر را نمیشناسیم، واجب است برویم خصوصیات آنها را طبق نظر اسلام یاد بگیرم. و مبادا خودمان از آنها باشیم، و مطلع نباشیم.
۷- خندیدن در نماز و یا گریه و انــدوه کردن به علت غــم .
۸- شنیدن غیبت مسلمان و سکوت کردن دربرابرغیبت کننده .
۹- عبور کردن از روی شـانه های نماز گـذاران در مــسجـد .
۱۰- در خنده و شوخی افراط نمودن واز حد تجاوز کردن .
۱۱- داخل کردن نجاست و ناپــاکی در مــسجـد .
۱۲-  ایستاده بــول نمودن (بدون عذر شرعی)
۱۳- روزه گرفتن در ایـام مـمنـوعـه .
۱۴- سفـرکردن زن بدون یک مرد محرم. (مانند بردن دختران مدرسه به اردو توسط معلمان مدرسه) و یا مسافرت رفتن زن شوهردار بدون محرم به صورت مجردی .

۱۵- فـحـش گـفتن و زبان درازی کردن .
۱۶- طرفداری کردن از باطل و از انسان ظالم .
۱۷- پوشیدن عیب مال و جنس در وقت فروختن آن .
۱۸- اراده خلاف وعده، در وقت وعده کردن به کسـی .
۱۹- تلاوت قرآن کریم در حــالت جـنـابت ، حــیض و نــفاس .
۲۰- در وقت قضای حاجت روی و یا پشت به طرف قبله کردن .
۲۱- تأخیر در پرداخت زکات و رفتن به حج فرضی بدون عذرشرعـی .
۲۲- جلوی گیری از ورود اشیاء خوردنی و مورد نــیاز مردم ( گندم … ) جهت گران فروختن .
۲۳- بوسیدن دست مردم به استثناء ( والدین،معلم و یا یک شخص بزرگوار(
۲۴- ترک عمدی سخن گفتن با برادر مسلمان بیش از سه روز بدون عذرشرعی .
۲۵- بدون تحقـیق از جانب کسی دعوا کردن و دفاع نمودن .
۲۶-داخـل شـدن شخــص جـُنب و ناپــاک به مسجد .
۲۷- اداء کردن زکات از مال پست و خراب .
۲۸- حـسـودی کــردن با دیگران. (حسودی کردن با مؤمن گناه کبیره است)
۲۹- بد گـمانـی نسبــت به مــسلـمانان (معمولی و غیر مؤمن).
نکته : سوء ظن و بدگمانی نسبت به مؤمن، گناه کبیره است، زیرا مومن مقرب خداوند است.
۳۰- راز کسـی را به دیگران افــشاء کـردن .
۳۱- انـداخــتن نـجـاســـت و پـلـیدی در راه مـــردم .
۳۲- امـام قرار دادن کسی که ، مردم از او راضــی نیسـتـنــد .
۳۳- ضایع کردن وقت در چیزهای بـیهــوده و باطـل ( لــهو و لهــب)
۳۴- بی جهت به بام خانه وغیره بالا رفتن(طوریکه داخل خانه های مردم دیده شود)
۳۵- خرید و فروش بعد از اذان نمازجمعه (وقت خطبه امام و ادای نمازجمعه)
۳۶- بستن دندانها به سیــم طــلا (از روی تکــبر و فخــر(
۳۷- گــفتگـو و سخـن دنـیوی زدن در مــسجد .
۳۸- پرورش ســگ (بدون عــذر شرعــی)
۳۹- نماز خواندن در اوقات مکــروه .
۴۰- راه رفتـن با فــخر و تـکبر .
۴۱- بردن بچه های کوچک و خردسال و یا دیوانه به مسجد که احتمال کثیف کردن مسجد باشد.

  • اقسام گناهان :

عالمان اسلامی بر اساس آیات قرآن و روایات، گناهان را بر دو گونه تقسیم نموده اند:

الف) گناهان کبیره (بزرگ)

ب) گناهان صغیره (کوچک)

  • راه بخشیده شدن گناهان صغیره :

در قرآن چنین مى خوانیم: اگر از گناهان کبیره اى که از آن نهى شده اید، اجتناب کنید، گناهان کوچک شما را مى پوشانیم وشما را در جایگاه خوبى وارد مى سازیم . (نساء، ۳۱)

  • موارد تبدیل شدن گناهان صغیره به کبیره:

از آیات و روایات استفاده مى شود که در چند مورد، گناه صغیره ، تبدیل به کبیره شده و حکم گناهان کبیره را پیدا مى کند از جمله :

 اول. اصرار بر صغیره:

تکرار گناه صغیره ، آن را تبدیل به گناه کبیره مى کند، و اگر انسان حتى یک گناه کند، ولى استغفار نکند، و در فکر توبه هم نباشد، اصرار به حساب مى آید. صغیره همچون نخ نازک و باریکى است که اگر تکرار شود، طناب و ریسمان ضخیمی مى گردد که در این صورت پاره کردنش مشکل است .

قرآن درباره ى پرهیزکاران مى فرماید: آنان آگاهانه بر گناهانشان ، اصرار نورزند. (آل عمران، ۱۳۵)۲۵

امام باقر علیه السلام در شرح این آیه فرمود: اصرار، عبارت از این است که کسى گناهى کند و از خدا آمرزش ‍ نخواهد و در فکر توبه نباشد.

امیرمؤ منان على علیه السلام فرمود: از اصرار بر گناه بپرهیز، چرا که از بزرگترین جرایم است. (مستدرک الوسایل،موسسه آل البیت، ج۱۱، ص۳۶۸) ۲۶

  • از گناهان کوچک غافل نشویم:

امام صادق علیه السلام فرمود: رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) همراه یاران (در سفرى ) در سرزمین بى آب و علفى فرود آمد، به یارانش فرمود: ائتوابحطب ، هیزم بیاورید که از آن آتش روشن کنیم تا غذا بپزیم . یاران عرض کردند: اینجا سرزمین خشکى است و هیچگونه هیزم در آن نیست !. رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: بروید هر کدام هر مقدار مى توانید جمع کنید آنها رفتند و هر یک مختصرى هیزم یا چوب خشکیده اى با خود آورد و همه را در پیش روى پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) روى هم ریختند، پیامبر صلّى اللّه علیه و آله فرمود: این گونه گناهان ، روى هم انباشته مى شوند.

سپس فرمود: ایّاکم و الُمحقّرات من الذّنوب از گناهان کوچک بپرهیزید که همه آنها جمع و ثبت مى گردد. …( اصول کافی، ج۲، ص ۲۸۸ )

امام صادق علیه السلام فرمود: لا صَغیره مع الاِصرار در صورت اصرار، گناه صغیره اى نباشد. ( بحار الانوار، ج ۸، ص ۳۵۲)

دوم . کوچک شمردن گناه:

کوچک شمردن گناه ، آن را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، براى روشن شدن موضوع ، به این مثال توجه کنید:

اگر کسى سنگى بزرگ به سوى ما پرتاب کند، ولى بعداً پشیمان شده و عذرخواهى کند، ممکن است او را ببخشیم، ولى اگر سنگ ریزه اى به ما بزند، و در مقابلِ اعتراض ما به ما بگوید: این که چیزى نیست ، بى خیالش . او را نمى بخشیم ، زیرا این کار، از روح استکبارى او پرده برمى دارد و بیانگر آن است که او گناهش را کوچک مى شمرد. به این روایات توجه کنید:

امام حسن عسکرى (علیه السلام) فرمود: از گناهان نابخشودنى این است که انسان بگوید: کاش مرا به غیر از این گناه مجازات نکنند؛ یعنى آن گناهِ مورد اشاره را کوچک بشمرد. ( بحارالانوار، ج۵۰، ص۲۵۰)  ۲۷

امیرمؤ منان على (علیه السلام) مى فرماید: بدترین گناهان ، آن است که صاحبش آن را کوچک بشمرد. ( کلمه التقوی، ج۲، ص۲۹۴)  ۲۸

امام صادق (علیه السلام) فرمود: از گناه حقیر و ریز، بپرهیز (سبک مشمار) که آمرزیده نشود. عرض کردم : گناهان حقیر چیست !؟ فرمود آن است که : کسى گناه کند و بگوید خوشا به حال من اگر غیر از این گناه نداشتم . (مشکوه الانوار، ص۲۷۳)  ۲۹

سوم. اظهار خوشحالى هنگام گناه:

لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه ، از امورى است که گناه را بزرگ مى کند و موجب کیفر بیشتر مى شود. در اینجا به چند روایت توجه کنید:

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: بدترین بدها کسى است که به انجام بدى خوشحال گردد. ( عیون الحکم و المواعظ، ص۲۹۴) ۳۰

و نیز فرمود: کسى که از انجام گناه ، لذت ببرد خداوند ذلّت را به جاى آن لذّت به او مى رساند.  (عیون الحکم والمواعظ، ص۴۳۶) ۳۱

امام سجاد (علیه السلام) فرمود: از شاد شدن هنگام گناه بپرهیز، که این شادى بزرگتر از انجام خود گناه است . ( بحارالانوار، ج۷۵، ص۱۵۹) ۳۲

و نیز فرمود: عذاب دردناک گناه شیرینى آن را تباه مى سازد. ۳۳

  چهارم. گناه از روى طغیان

یکى دیگر از امورى که موجب تبدیل گناه کوچک به گناه بزرگ مى شود، طغیان و سرکشى در انجام گناه است ؛در قرآن کریم می خوانیم: و اما آنها که طغیان کردند و زندگى دنیا را مقدم شمردند، بى گمان جایگاهشان دوزخ است.۳۴

پنجم.  مغرور شدن به مهلت الهى:

دیگر از امورى که گناه کوچک را به گناه بزرگ تبدیل مى کند، آن است که گنهکار مهلت خدا و مجازات نکردن سریع او را دلیل رضایت خدا بداند و یا خود را محبوب خدا بداند.

گناهکاران در دل مى گویند: چرا خدواند مارا به خاطر گناهانمان عذاب نمى کند؟ جهنم براى آنها کافى است ، وارد آن مى شوند و بد جایگاهى است .

وعده عذاب جهنم براى چنین افرادى ، دلیل آن است که گناه افرادى که مغرور به عدم مجازات سریع خداوند هستند، گناه کبیره است . (مجادله، ۸) ۳۵

ششم. تجاهر به گناه:

آشکار نمودن گناه نیز، گناه صغیره را تبدیل به گناه کبیره مى کند، شاید از این نظر که آشکار نمودن گناه حاکى از تجرّى و بى باکى بیشتر گنهکار است ، و موجب آلوده کردن جامعه ، و عادى نمودن گناه مى گردد.

امیرمؤ منان على (علیه السلام) فرمود: از آشکار نمودن گناهان بپرهیز، که آن از سخت ترین گناهان است. (عیون الحکم والمواعظ، ص۹۵)  ۳۶

و حضرت رضا (علیه السلام) فرمود: پاداش پنهان کننده کردار نیک ، معادل هفتار کار نیک است ، و آشکار کننده گناه ، خوار مى باشد. (بحارالانوار، ج۶۷، ص۲۵۱)  ۳۷

هفتم. گناه شخصیت ها:

گناه آنان که در جامعه ، داراى موقعیت خاص هستند، با گناه دیگران یکسان نیست ، و چه بسا گناه صغیره آنها، حکم گناه کبیره را داشته باشد، زیرا گناه آنها داراى دو بعد است : بعد فردى و بعد اجتماعى .

گناه شخصیت ها و بزرگان از نظر بعد اجتماعى مى تواند زمینه ى اغوا و انحراف جامعه و موجب سستى دین مردم شود.

بر همین اساس ، حساب خداوند با بزرگان و شخصیت ها، غیر از حساب او با دیگران است .

گناه بزرگان از دیدگاه قرآن:

در سوره حاقهّ در باره عالمان بدعت گذار مى خوانیم و اگر او (پیامبر) سخن دروغ بر ما مى بست ، ما او را با قدرت مى گرفتیم ، سپس ‍شاهرگش را قطع مى کردیم ، و احدى از شما نمى توانست مانع شود و از او حمایت کند. (حاقهّ، ۴۴ تا ۴۸) ۳۸.

در قرآن افراد بدعت گذار و تحریف گر بسیارى مطرح شده اند اما خدا درباره ى هیچکدام از آنها این گونه سخن نگفت که : رگ گردنت را مى زنیم ، ولى به پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) به خاطر عصمت و مقام علم و آگاهیش چنین مى فرماید، زیرا او شخص بزرگى است که گناهش نیز بسیار بزرگ است .

بنابراین آنان که داراى شخصیت علمى و دینى هستند و انتسابشان به دستگاه دین بیشتر است ، مسئولیت بیشترى دارند.